دلت یه شوره زاره
کویر بی بهار ه
کی باغبون عاقل
توش شوره گل میکاره
از شوره گل از گل وفا هرگز مجو
دیگه برام از زندگی قصه نگو
به وعده های رنگی، به بوسه ی، دروغین دل منو ربودی
تو با فریب از نو دریچه های غم را به روی من گشودی
از شور گل از گل وفا هرگز مجو
دیگه برام از زندگی قصه نگو
از عشق پاکم خسته ای ،با هرکسی نشسته ای ،چشم دلت را بسته ای
نگو برمی گردم، دم ب دم که تو به چشم من عروسک شکسته ای
بیادم آمد آن شب در سکوت سحرا
تو بودی و من و مهتاب و عطر گل ها
رها بودن ز غم ها دل ما
رفتی و شد فنا اون رویا
دردلم شد بی تو هنگام بر باد
در انتظارت عمرم هدر شد نفرین بر این دنیا
****************************************************************************************************
*****************************************************************************************************
ای پرنده
ای پرنده که شوق پرواز در تو مرده
شب تلخ خستگی را به یاد تو سپرده
ای پرنده زیر بارون راه برگشتن نداری
شب رسیده مثل من تو خونه ی روشن نداری
هر دوتامون غصه داریم
قصه ی ما گریه داره
تو نداری بال پرواز من ندارم راه چاره
****************************************************************************************************
****************************************************************************************************
عمری غم شده مهمون دلم
از دورنگی ها پریشون دلم
آدما همدیگه را گول میزنند
دست قضا روی دلم ،خون دلم
ای خدا قلب آدما مثل سراب
یا عطا کن راه چاره یا که مردن ثواب
اونکه از رفاقت و مردونگی دم میزنه
میاد و از پشت سر خنجر به آدم میزنه
خط باطل میکشه رو شوق و سر مستی تو
می دوزه چشم طمع بر همه ی هستی تو
بوته ی خارم در زندگی شاید.......
****************************************************************************************************
**************************************************************************************************** ثو آسمون دل من پرنده پر نمی زنه
به کلبه ی غم زده ام محبت سر نمی زنه
یه مهربون یه همزبون حلقه به در نمی زنه
هرچی غمه ماله منه بد تر از غم ها حال منه
هر جا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه
****************************************************************************************************
****************************************************************************************************
تو را بار دیگری دیدم که با او گرم گفت و گو بودی
با او آهسته میرفتی سرا پا محو او بودی
نگاهت کردم و بر من چو بیگانه نگاه کردی
گنه کردی گناهت را نمی بخشم
چه شبها که به یاد تو سحر کردم
چه عمری که بیهوده به پای تو هدر کردم
گنه کردی گناهت را نمی بحشم
دیگر اگر گریان شوی ،چون شاخه ها لرزان شو،در اشک ها غلطان شوی
تنها گل نلزم شوی شکسته چون سازم شوی دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از سفر ،دنبالم ایی هر گذر ،شب نخوابی تا سحر
دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از خطا ،دنبالم آیی هرکجا ،ای سنگدل ای بی وفا
دیگر نمیخواهم تو را
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط قوقولی(بابایی محمود)
| لينك ثابت |